مرضيه محمدزاده
1146
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
سر پنجهى عروس جفاكار روزگار * از خون پاك آل پيمبر خضاب شد يك ذرّه گر ز شرم و ادب داشت آفتاب مىكرد تا به حشر نهان روى در حجاب 7 اى شهسوار معركهى كربلا ، حسين * اى يكّه تاز عرصهى عشق و بلا ، حسين اى نور آسمان و زمين ، آفتاب دين * اى زادهى نژادهى شير خدا ، حسين اى نو دميده گلبن بستان فاطمه * اى نو نهان گلشن آل عبا ، حسين نوباوهى رسول و جگر گوشهى بتول * پروردهى كنار شه اوليا ، حسين سر حلقهى شهيدان در دشت نينوا * سالار كشتگان سر از تن جدا ، حسين در جلوهگاه عشق روان تاب كام سوز * آيينهى زدوده دلِ حق نما ، حسين كهف امان و باب حوائج تويى كه خلق * درمانده چون شوند بگويند يا حسين حق را مجاهدى چو تو در روزگار نيست در شهر بند عشق چو تو شهريار نيست 8 گر ماجراى حادثهى كربلا نبود * رسمى ز دين پاك پيمبر به جا نبود گر نهضت حسين نمىبود از حجاز * در شام و كوفه شرع محمّد به پا نبود خونى به خاك ريخته شد در ره خدا * كو را ز قدْر غير خدا خونبها نبود دين خداى زنده شد از خون پاك تو * اين شد كه خونبهاش به غير از خدا نبود نقشى كه بر زمين ز شهيدان كتابه بست * در منزلت كم از صُحُف انبيا نبود جانسوز نوحهاى كه شنيدى ز كربلا * سازش مگر سوز درون « سنا » نبود چشم كرم ز درگه الطاف حق نداشت * گر دست او به دامن آل عبا نبود باب نجات جز در آل رسول نيست طاعت مگر به شرط ولايت قبول نيست « 1 » * * * لالهى سرخ : « 2 » خون خورم در غم آن طفل كه جاى لبنش * ريخت دست ستم حرمله خون در دهنش كودكى كآب ز سرچشمهى عصمت مىخورد * گشت از سوز عطش ، آب سراپا بدنش گر تن نوگل ليلا نبوَد لالهى سرخ * از چه آغشته به خون گشت چنين پيرهنش غنچهاى از چمن زادهى زهرا بشكفت * كه شد از زخم سنان ، چون گل صد برگ ، تنش
--> ( 1 ) - ديوان سنا ؛ ص 126 - 129 . ( 2 ) - در محرّم سال 1347 ه . ق . سروده شده .